برتولد اشپولر ( مترجم : جواد فلاطورى )
56
تاريخ ايران در قرون نخستين اسلامى ( فارسي )
غلامان جوان ( وصيف ) . « 21 » در روايات تاريخى در اين مورد اغلب اصطلاح « جزيه » به كار مىرود [ كه در زمانهاى گذشته در مصر ( براساس پاپيروسهاى آنجا ) با خراج پيوند داشته و « ماليات ملك » نيز معنى مىداده است ، « 22 » درحالىكه « خراج » ( اغلب مترادف با جزيه نيز به كار مىرفته است ) ، « 23 » به نظر مىرسد كه در حقيقت به ماليات سرانهء اهل ذمّه اطلاق مىشده است ] . امّا در حوزهء زبان ايرانى اين اصطلاحات - همانطور كه در اسناد نيز به طور كلى تعريف دقيقترى يافته است - عموما در معناى اختصاصى متأخر خود به كار مىروند . « 24 » در اين زمينه بايد توجه داشت كه در بعضى نواحى مثلا در خراسان ماليات بر پايه رسوم قديمى ساسانى دريافت مىشد تا مردم فعّال اهل صنعت را نيز شامل شود . « 25 » از آنجايى كه به سختى مىتوان تصور كرد كه نوشتهء كسانى مانند طبرى بعدها با تغييراتى اساسى بازنويسى شده باشد ، به نظر مىآيد كه استعمال اين اصطلاحات در زبان عامه در ايران ، طور ديگرى و يا حد اقل نامشخص بوده باشد ، چنان كه در قرن اول هجرى قمرى / هفتم ميلادى در ايران براى پرداخت پول فقط يك اصطلاح - « جزيه » - به كار مىرفته است ، « 26 » درحالىكه به نظر مىرسد بعدها اصطلاح
--> ( 21 ) . بلاذرى : فتوح البلدان ، ص 406 ( مرو حدود سال 32 - 31 ه / 652 م ) ؛ بلاذرى ، ص 394 ( زرنج در سيستان حدود سال 34 ه / 654 م ) ؛ يعقوبى : كتاب البلدان ، ص 286 ( كرمان ) ؛ بلاذرى : ص 399 ( ژونبيل دوم ) ؛ ابن اعثم ، فتوح ، ج 2 ، ص 143 و بعد ؛ و Kurat , Kut . 407 f , 419 ؛ و بلاذرى 338 ، و طبرى ، تاريخ 2 ، ص 1321 و نيز 1329 ( و جاهاى ديگر ) : اسپاهبذ طبرستان پس از جنگ سختى در سال 8 - 97 ه / 17 - 716 م ؛ بلاذرى ، ص 408 ( خوارزم ) . ( 22 ) . رجوع كنيد به : Becker , Ist . Studien I 229 f ( 23 ) . به طور مثال در ديلم در حدود سال 20 ه / 641 م : بلاذرى : فتوح البلدان ، ص 318 ؛ سامغان نزديك حلوان سال 22 ه / 643 م : ابن اثير ، الكامل ، ج 3 ، ص 15 . همچنين محلى نزديك ارّجان ؛ همانجا ص 16 ؛ بيلقان در ارّان : همانجا ، ج 3 ، ص 33 . ( 24 ) . در گزارشهاى مربوط به اسپهان در حدود سال 21 ه / 642 م ذكر شده است كه هركس مىتوانست در مقابل پرداخت جزيه املاك خود را حفظ كند : ابن اثير ، الكامل ، ج 3 ، ص 7 . برعكس كسانى كه به اسلام گرويده بودند در مرو الروذ از پرداخت خراج معاف مىشدند : طبرى تاريخ 1 ، ص 2899 . ( 25 ) . رجوع كنيد در اينباره به : . Dennett 118 f . ( 26 ) . براى اطلاع بيشتر رجوع كنيد به مبحث « جزيه و خراج » در كتاب حاضر .